
خسته شدم ازاین دوران نامزدیه مزخرف،دیروز زنگ زده که دارم میام صب ازخواب بیدارشدم دیدم پیام داده من مریضم حالم خوب نیس اشکال نداره اگه نیام؟منم طوری جوابشودادم که اصلامتوجه ناراحتیم نشه وهیچ اعتراضی هم نکردم تاالان نمیدونم چرااینطوریه هیچ کارش روبرنامه نیس همین اخلاقش باعث شده حرفاشو باورنکنم وجدی نگیرمش خو تقصیرخودشه دیگه یه حرف میزنی پای حرفت بمون خودم شدیدا رو قول و قرارحساسم وجونم بره قولم نمیره ،اونم ازخانوادش که حتی یه بارم نمیگن کی میای؟اصلا دعوتم نمیکنن آخه این چجورشه دیگه؟ینی تبریزی ها رسم ورسوم ندارن؟پاگشانمیکنن عروسو؟حالاپاگشاهیچ...
ادامه مطلب